
(این سطح براق به محض سرد شده هوا میشه شیشه کامل )
این بار گیر رفیق ناباب ![]()
![]()
![]()
افتادم و قصد استراحت داشتم و به زور مارو گرفتند و کشان کشان بردند دوزخ دره (همین ۴ شنبه بود که یکی اونجا سقوط کرد و الان هم کمی بهتر شده و تنفسش عادیه و ورم صورتشم کشیده شده و تحت مراقبته) بهر حال مارو بردند -هر چی گفتم بابا اگه بیفتم مسئولیتش با شماس قبول نکردند و گفتند خودت -دلته-

سطح درخشان دوزخ دره با شیب زیاد (خاص فروردین ماهه و در این فصل خطرناکترین وضعیت)
دوزخم که ماشاءا... یخ زده و آماده سقوط-هر چی گفتم پدر جان-برادر جان هیئت استان اطلاعیه داده که نرید اونجا خطر ناکه-گوش نکردند و نکردند و به زور مارو ... نه کرامپونی نه کلنگی -گفتند عیب نداره خودت کلنگی هستی بسه بیا بریم-گفتم قرار و دعوت ناهار دارم نشد که نشد
راه افتادیم هوا ۲۰ زمین یخ زده و در بعضی جاها باید با لبه بیرونی کفش میرفتیم


اینجوری بود که باید با کناره کفش جا پا بزنی و برنی(آقای اولنج در حال رفتن)
واقعا خارج از شوخی خطرناک بود و سخت -برف کم اما شیشه ای شده بود و در ساعات اولیه صبح بدترین وضعیت رو داشت-رسیدیم کلاغ و بررسی اون حادثه از پاکوب بجا مانده(نتیجه بمن چه ربطی داره-مگه مفتشم)تازه میخواستم بشینم که گفتند بریم قله کلاغ-گفتم بابا جان من قسط دارم-چشم انتظار دارم -تازه میخوام تو اداره پست...امشب عروسی دعوت دارم نشد که نشد مارو کشوندن بالا ![]()


اون پایینو نگاه میکردم که تا کجا باید رفت
(خدائیش خطرناک بود همش فکر اون بنده خدا بودم که افتاده بود و فکر میکردم بیفتم تا کجا میرم -شایدم سوار هلیکوپتری شدیم و ...

سعید جهان آرا در حال بازگشت
بهر حال رفتیم قله -تا اینجا
یه طرف
برگشتش ۱۰۰۰ طرف-چون از همه طرف راه داشت چپ-راست-عمودی-افقی- دو جابا ریسک بال داشت که... الان زنده ام پس بخیر گذشته.
بعدشم ناهار تو پناهگاه و حسابی چسبید(باضمه)جاتون سبز-هر کی هرچی داشت ریخت رو لواش و د بلمان-این بار من چون ترسیدم از دوزخ برگردیم بچه هارو متقاعد کردم بریم قله و بعدشم برگردیم.

اینم چشمه زیبای کلاغ
یکی از بچه ها گفت از اینجا به بعد حوزه استحفاظیه الوندیه و سر پرستی با ایشانه-منم بادی به غبغب
انداختم و در حالی که ساعت سه و نیم بود رفتم قله و برگشتیم پایین(این بود روز استراحت بنده
)
همراهان:آقای حمید رضا اولنج(رئیس هیئت کوهنوردی استان همدان)
و سعید جهان آرا(ماهی گیر)
نمیدونم غرضم از نوشتن چی بود ولی امیدوارم وقت خودم و شمارو نگرفته باشم.




































